وداع با آقای شهید ایران

اتلاف غم انگیز سرمایه های مادی ملت ایران، بی گمان یکی از اهرم های سقوط سلطنت پهلوی بوده است. فروش روزانه بیش از شش میلیون بشکه نفت، خرید تسلیحات پیچیده، بی برنامگی در خریدهای غیرنظامی، برگزاری جشن های پرخرج، عیاشی ها و ...

سرگذشت کیش در دوره پهلوی دوم
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

یکی از مظاهر آشکار اتلاف سرمایه های ملی، طرح های مربوط به جزیره ی کیش بود. شاه تصمیم گرفته بود جزیره ی کیش را به یکی از استراحتگاه های زمستانی و مراکز خوشگذرانی ثروتمندان ایرانی و خارجی تبدیل کند. در میان اسناد موجود ویلیام شوکراس در کتاب آخرین سفر شاه می نویسد: هیچ چیز، مثل کیش، مظهر رسواکننده ی زیاده روی های دربار پهلوی نبود. کیش جزیره ای است کوچک و خشک و شنزار در نزدیکی تنگه ی هرمز در جنوب شرقی خلیج فارس...
در اوائل دهه ی ۱۹۷۰ (۱۳۵۰) شاه تصمیم گرفت کیش را به یک استراحتگاه زمستانی تبدیل کند. او کاخ کوچکی برای خودش در ساخل دریا بنا کرد. در هر تعطیلی آخر هفته، تعداد زیادی از افراد خانواده سلطنتی به کیش رفت و آمد می کردند. حتی اسب ها را با هواپیما به کیش می بردند و سپس بازمی گرداندند. شاه اصرار می ورزید که می تواند در آنجا سواری کند. ولی گرمای شدید خلیج فارس به هیچ اسب اصیل اجازه نمی داد، مدت زیادی در آنجا بماند.
کاخ شاه با دیوارهای سفید و پشت بام های سراشیب آبی خود، درست در برابر دریا قرار داشت. خانواده ی سلطنتی بیشتر اوقات خود را در پلاژ می گذراندند. هر وقت یکی از آنان به شنا می رفت، ماموران نجات غریق پیشاپیش او می رفتند تا او را از حمله کوسه ها حفظ کنند. فرزندان شاه، اقامتگاه های جداگانه ای در فاصله سه کیلومتری داشتند.
سگ های پهلوی در همه جای کاخ در گردش بودند، «لسلی بلانگ» زندگی نامه نویس رسمی ملکه می نویسد: حضور سگ ها در اطراف میز غذاخوری این احساس را القا می کرد که به افراد خانواده خوش می گذرد. حتی پیشخدمت ها اگر چه بدون شک از سگ ها وحشت داشتند، ولی یاد گرفته بودند که حیوانات، بخشی از زندگی خصوصی خانواده ی سلطنت را تشکیل می دهد و باید با آن ها خوش رفتاری کنند. اما کیش فقط شامل کاخ شاه نبود. در اواسط ۱۳۵۰ (۱۹۷۰) تبدیل به استراحتگاه زمستانی ثروتمندان ایرانی و سرشناس اروپایی و قماربازان عرب شده بود. هنگامیکه بازار محلی را خراب کرده بودند تا بجای آن بناهای مدرن بسازند، این کار خشم اهالی جزیره را برانگیخت.
... هر چیزی را بدون استثناء می بایست وارد کنند. زمین های گلف را می بایست بیست و چهار ساعته آب پاشی کنند.
میلیون ها دلار برای ویلاهای خصوصی و هتل های لوکس و کازینو و زمین های گلف و مغازه هایی که اجناس بخشوده از حقوق گمرکی می فروختند (کیش بندر آزاد بود) خرج شد. بعضی ها می گفتند: این هزینه ها از پول شخصی شاه است. دیگران می گفتند: از دولت دزدیده شده است. اسنادی که بعدها انقلابیون انتشار دادند فاش ساخت که در واقع هزینه ی بیشتر طرح ها را دولت پرداخته بوده است.
ساواک ۸۰% آن را مالک بود و بقیه را بانک های مختلف، از جمله بانک عمران پرداخته بودند که شریک نزدیک خانواده ی پهلوی بود.
طبق مدارکی که پس از انقلاب منتشر شد، در تأمین پول برای عمران کیش، کارهای خلاف قانون زیادی صورت گرفته بود. قرار بود کیش از نظر شیکی و تجمل بی نظیر باشد. مونت کارلوی خاورمیانه شود. بهشتی در خلیج فارس باشد.
متصدیان میزهای قمار از آفریقای جنوبی، بوتیک ها از روم، دستگاه های صوتی و موتورسیکلت ها و دوربین های عکاسی و اتومبیل های مخصوص پلاژ از ژاپن و مشتریان از سراسر خاورمیانه! و همه این ها خواب و خیال بود. چون در این میان یک مسأله ی کوچک وجود داشت: اعراب ثروتمند ترجیح می دادند برای قمار و عیش و عشرت به اروپا بروند، معدودی از آنان مایل بودند اینگونه کارها را زیر نظر مالکان کیش یعنی ساواک انجام دهند. تأسیسات کیش رسماً در ژانویه ۱۹۷۸ افتتاح شد.
ویلیام شوکراس در ادامه تعریف از کیش ساخته ی محمدرضا می گوید: گل های سرسبد کافه نشینان پاریسی را با هواپیما به آنجا بردندهنوز بسیاری از ساختمان ها ناتمام بود ولی یک هتل آماده ی پذیرایی بود .

پس از گذر از تعریف های شوکراس، رابرت گراهام در کتابی که در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی تحت عنوان؛ ایران: سراب قدرت نوشته است، در خصوص این جزیره و هزینه گزافی که برای اجرای طرح آن منظور و به مصرف رسیده بود، چنین می نویسد:
«... این جزیره با هزینه گزافی که محتاطانه حدود یکصد میلیون دلار تخمین زده می شد، به عنوان یک مرکز تفریحات زمستانی ثروتمندترین طبقات ایران ساخته شده است.
شاه خود در آنجا یک ویلا داشت و دوستان خاصش هم چند ویلا داشتند. اقتصادی بودن چنین پروژه ای به شدت مشکوک بود. به علت گرمای شدید، این منطقه هر سال کمتر از ۶ ماه قابل استفاده بود و می باید همه چیز آن را از خارج وارد کرد از جمله سه هزار نفر افراد خارجی برای اداره ی آن... »
در این بین مینو صمیمی در کتاب خود، اطلاعات جزئی تر و خاطراتی را که از سفر به جزیره ی کیش در دوره ی سازندگی!؟ محمدرضا پهلوی داشته است، چنین شرح می دهد:
«جزیره ی کیش واقعاً در خلیج فارس از نقاطی بود که به عنوان محل خوشگذرانی شاه و خانواده ی سلطنتی و ثروتمندان تازه به دوران رسیده مورد استفاده قرار می گرفت.
سرپرستی تشکیلات کیش را شخصی به نام «محمود منصف» به عهده داشت که خود را مهندس می نامید و خواهرزاده ی اسدا... اعلم (وزیر دربار شاهنشاهی) بود. او در این جزیره وضعیتی بوجود آورده بود که در آن هر چه انجام می شد (از خوشگذرانی گرفته تا معاملات کلان با شیوخ ثروتمند عرب و تجار کشورهای خاور دور) همه جنبه ی خصوصی داشت و به هیچ وجه در حیطه ی تشکیلات قضایی و نظارت سیستم مالی کشور نبود. به همین جهت نیز نه تنها هیچ مالیات و عوارض به معامله گری ها تعلق نمی گرفت، که حتی انواع کارهای غیرقانونی، مثل مصرف مواد مخدر، نمایش فیلم های پورنوگرافی، و وارد کردن زنان روسپی از نقاط مختلف دنیا، بدون ترس از بازخواست و تعقیب قانونی در کیش آزادانه رواج داشت.
به مردم ایران اجازه داده نمی شد حتی قدم به جزیره ی کیش بگذارند. پدرم می گفت: «در آنجا محلی برای نمایش اشیا و عتیقه ی گرانبها دایر کرده اند که چون دور از دسترس اداره ی باستان شناسی است، به سهولت می توان عتیقه جات موجود در آن را با خارجی ها معامله کنند».
من یکبار با هیأتی به جزیره کیش رفتم تا در یک کنفرانس آموزشی شرکت کنم. پس از ترک تهران در هوای سرد زمستانی، ورود به جزیره ای که هوای لطیف بهاری داشت، واقعاً برایم نشاط انگیز بود. ولی بعداً چون طی دوره ی اقامت در کیش، به موارد متعددی از فساد و اعمال مغایر اخلاق برخوردم، اصلاً نتوانستم از سفر لذت ببرم.
سرانجام طرح های کیش و امثالهم هر چه بود، چند ماه پس از گشایش کیش، به علت اعتراضات و خشم فراوان مردم از اعمال و کردار شاه تعطیل گردید. محمدرضا در تلاش برای آرام ساختن مردم دستور داد تمام کازینوها را در ایران- که تقریباً همه آن ها متعلق به خودش و خانواده اش بود- تعطیل کنند. در همین اثنا، گزارش داده شد شخصی که متصدی عمران کیش بود، هنگام انقلاب، با کیفی مملو از اسکناس های صد دلاری با هواپیمای اختصاصی کیش گریخته است.

نویسنده: مصطفی لعل شاطری


منابع:
۱- شوکراس، ویلیام. آخرین سفر شاه، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، البرز.
۲- گراهام، رابرت. ایران سراب قدرت، ترجمه فیروز فیروزنیا، تهران، قلم.
۳- صمیمی، مینو. پشت پرده ی تخت طاووس، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران، هفته.
۴- روحانی، فخر. اهرم ها سقوط شاه پیروزی انقلاب، تهران، بلیغ.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حسینم ۱۰:۴۳ - ۱۴۰۳/۱۰/۰۹
    0 1
    مقاله خوبی نبود
  • علی ۱۱:۵۰ - ۱۴۰۳/۱۱/۱۰
    0 1
    یعنی میفرمایید ایده ساخت و توسعه جزیره کار خوبی نبوده؟ اگر ساخته نمیشد نمیگفتین چرا ؟؟ بعد الان جزیره توسعه داده نمیشه؟ اینمهه مسافر و هتل برای چیه؟